به همين دليل اين نوشتار با ارزش را در وبلاگ خودم هم انتشار دادم(آرش رحماني)
مقدمه
امروزه پيش واژه پان در گوش و ذهن افراد بگونه اي خاص تداعي کننده نوعي شووينيسم است که يا با عملکردي منفي منفعل کننده و غرق در تخيلو زندگي تاريخي موهوم همراه مي گردد و يا عاملي در جهت حرکت بسمت فتح و کشورگشايي عقده گرايانه دارد . پان ترکيسم نيز در حرکت مجهول خود جزيي از سه پان مطرح درآسياي غربي است.
پان عربيسم، پان ايرانيسم و پان ترکيسم در قرن بيستم در برابر پان اسلاميسم رايج شده در سرزمينهاي اسلامي قد برافراشتند که تنها شايد پان ايرانيسم در زمان دولت مصدق و موج ضد استعماري و بدون برخورد حذفي پان ايرانيست ها را بتوان وجه مثبتي در اين باب دانست. چه پان عربيسم با تحقيرغيرعرب و پان ترکيسم با خيال موهوم دولت بزرگ ترک از ديوار چين تا درياي سياه تنها درافکار خام خود دست و پا زدند.
سئوال اصلي اين تحقيق اين است :
آيا پان ترکيسم درآسياي مرکزي مي تواند در آينده عاملي براي وحدت و ايجاد کنفدراسيون ترکستان باشد؟
پان ترکيسم
پان ترکيسم در اوايل قرن بيستم توسط گروه ترکهاي جوان به عنوان ايدئولوژي جايگزين پان اسلاميسم شکست خورده ي دولت عثماني علم شد.
اين ديدگاه نوعي نه ناسيوناليسم ، که فاشيسمي تحريف شده و بصورت خاص قوم گراست که با تکيه بر نوعي تفسير تحريف شده و خاص نژاد گرايي افراطي و بر اساس زبان و هويتي خاص بنا گرديده است.
پان ترکيسم و در امتداد آن پان تورانيسم نه بر اساس هويت ملي مستقل تاريخي و يا فرهنگي که تنها به خاطر ايجاد و تشکيل ترکيه تعريف گرديد و تقريبا با قدرت گرفتن و روي کار آمدن دولت ترک هاي جوان 1910 علت اصلي سقوط و فرو پاشي دولت عثماني گرديد و تجزيه عثماني نه تنها دليلي براي رد اين ادعا نگرديد که باعث تشديد روياي بيمارگونه ترکستان بزرگ "از ديوار چين تا درياي سياه " گرديد.
ادامه مطلب

