تبليغاتX
Liberal-National

Liberal-National

آزادی : رفاه : ایرانیت

(نقش سیا در تلاش تجزیه ایران با توجه به نشست پاریس)

سعديا مرد نكونام نميرد هرگز
مرده آنست كه نامش به نكويى نبرند

مردان بزرگ تاريخ هرگز نمى ميرند. تاًثير" شخصيت در تاريخ" همچنان بحثى زنده است. قهرمانانى چون گاندى، نهرو و مصدق در مبارزات ضد استعمارى و ضد استبدادى كشورشان براى كسب استقلال و آزادى هرگز فراموش نمى شوند و هميشه زنده جاويدند.
در تاريخ مبارزات ملت ايران براى كسب استقلال و آزادى نام مصدق چون مشعلى فروزان روشنائى بخش راه مبارزات مردم آزاده سرزمين ما و هميشه زنده و ماندگار است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 11:52  توسط آرش رحمانی  | 

نقد جزوه


« جبهه ملي ايران در دهه شصت »

تهيه شده توسط :


( پژوهشگران كميته تعليمات جبهه ملي ايران .!؟ )



نوشته : جمال درودي
عضو شوراي مركزي جبهه ملي ايران
شهريور 1386




« بنام خداوند جان و خرد »

رياست محترم شوراي مركزي جبهه ملي ايران
جناب استاد اديب برومند
اعضاي محترم شورا

همانطور كه اكثر خانمها و آقايان اطلاع دارند ، در تاريخ خرداد ماه 1386 جزوه اي با عنوان « جبهه ملي ايران در دهه شصت » با امضاء ناشناخته ( پژوهشگران كميته تعليمات جبهه ملي ايران ) انتشار يافت ، كه به علت غرض ورزي و كذب و تحريف مسلم تاريخ دهه شصت تنها بر مبناي سرپوش گذاردن بر سكوت 14 ساله چند نفر ، همگان را در يك حالت بهت و عصبانيت و ناباوري قرار داد . لذا در تاريخ دهم مرداد 1386 اكثريت اعضاي محترم هيئت رهبري وعده اي از اعضاي شوراي جبهه ملي طي نامه اعتراض اميزي به جناب آقاي اديب برومند رياست محترم هيئت رهبري و شوراي جبهه ملي خواستار رسيدگي به مطالب آن جزوه شدند . براي ثبت در تاريخ عين شكوائيه ذيلا آورده مي شود

جناب آقاي اديب برومند

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 9:31  توسط آرش رحمانی  | 

تکيه کردن بر يک مذهب، يک زبان، و يک قوميت، و کوشش برای ملت سازی بر حول اين محورهای منفرد، به لحاظ اينکه اينگونه نهادها بر بنياد همسان پنداری و گريز از تنوع اجتماعی عمل می کنند، خودبخود دارای ماهيتی ايدئولوژيک است و، در نتيجه، برای سلامت جهان آدمی خطرناک بشمار می آيد

esmail@nooriala.com

آيا هيچ توجه کرده ايد که ساختار مفهومی عبارت «ملی گرائی» (ترجمهء فارسی واژهء فرنگی
nationalism) اغلب از ديد کاربران فارسی زبان اين عبارت پنهان می ماند؟ مثلاً به اين نکته توجه نمی شود که «ملی گرائی» نمی تواند مقدم بر، و يا جدا از، مفهوم جديد التأسيس و عمدتاً سياسی «ملت» معنائی داشته باشد و، به اين لحاظ، جستجوی نمونه هائی از «ملی گرائی» در دوران های پيش از پيدايش نهادهای سياسی ـ اجتماعی بزرگی که از قرن هجدهم ميلادی بر صحنهء جهانی ظهور کرده اند نمی تواند واجد نتايج معناداری باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 1:25  توسط آرش رحمانی  | 

پست مدرنيزم (گذري و نظري) جُستاری از پروفسور احسان يارشاطر

براي کساني که هنوز به نظمي و منطقي درکار دانش معتقدند و خرد را راهنمايِ درستِ انديشه آدمي مي شمارند هرج و مرجي که در چند دهه گذشته گاه در هنر و نقد ادبي و تاريخ نگاري و فلسفه و برخي رشته هاي دانش مانند مردم شناسي پيش آمده، و غالباً به عنوان انديشه پيشرو قلمداد مي شود، مايه شگفتي است. دراين موارد گويي حدّ و بند را از دست و پاي هنرمند و شاعر و فرضيه ساز و نظريه پرداز برداشته اند و نوعي «خان خاني» در عالم انديشه و هنر رواج گرفته و «مُد» روز شده. پريشيدگي غالباً زير عنوان «ساختار شکني» (deconstructionism) و يا عنوان مبهم و کِش دار «پست مدرنيسم» صورت مي گيرد. به نظر مي رسد که پايبندي به خرد و لوازمي و حدودي که خرد براي انديشه معين مي کند عده اي را خسته کرده است. مانند کودکي که آرزومند رهايي از دستورهاي الزام آور پدر است اينان نيز در پي آنند که مفّري بجويند و به اِبرازِ افکاري که به مدد عاطفه در ذهن آنان شکل مي پذيرد، بي تصرف خرد و هشدار عقل، راه بدهند و آنگاه اين عنان گسيختگي را با فرضيه هاي مشکوک توجيه کنند. امثال فوکو (Michel Foucault) ودريدا ((Jacques Derrida)، که اين پريشيدگي و گريز ازعقل را با نوشته هاي تکلف آميز و لفظ پردازي هاي خنک خود رواج داده اند، علمدار «پست مدرنيسم» بشمار مي آيند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 11:54  توسط آرش رحمانی  | 

ديباچه ای بر مفهوم همبستگی ملی
پنج‌شنبه، 22 شهریور 1386

حسین بشیریه

منظور از همبستگى ملى هماهنگى ميان اجزاى تشكيل دهنده كل نظام اجتماعى است. در جوامع سنتى پيوند هاى گوناگونى از قبيله تا مذهب و حكومت موجب همبستگى جامعه مى شد اما در عصر جديد، نوسازى و تحولات صنعتى، ميان اجزاى متجانس و همبسته قديم ناهماهنگى به وجود آورده است. از اين رو مسئله حفظ همبستگى در سطح فرهنگى، اجتماعى و ملى يكى از موضوعات اصلى مورد علاقه در جوامع و نظام هاى در حال گذار است. روند نوسازى و صنعتى شدن به فروپاشى پيوند هاى سنتى مى انجامد ولى از سوى ديگر پيوند هاى مدرن به سهولت استقرار نمى يابند. در چنين شرايطى سياست گذارى براى حفظ همبستگى، اولويت مى يابد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 11:38  توسط آرش رحمانی  | 

جستاری کوتاه در تاریخ موجودیت کردان

و نقش آنها در پایداری و استقلال ایران

ز خود رمیده چه داند، نوای من ز کجاست

جهان او دگر است و جهان من دگرست

(اقبال)

مهندس حسین شاه اویسی

 

        آنچه در این نوشتار بسیار مجمل می آید، واقعیت های مستند تاریخی  است، تلاشی است در برابر اندیشه های کسانی که در درون خویشتن خویش دربدرمانده، هم آوا با بنیادهای آمریکایی ساخته ، به جان تار و پود هستی ماندگار این سرزمین افتاده و می گویند : « " ایران " تنها یک واژه است که از روزگار پهلوی به این سرزمین تحمیل شده ؟! و یا  " فارس ها " سرزمین های دیگر ملتهای ستمدیده را اشغال کرده اند ؟! پس کردها ، بلوچ ها ، عربها و ... باید جدا شوند؟ چه استدلال بی پایه ای ( خود گویی ! خودخندی عجب ... »


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 11:18  توسط آرش رحمانی  | 

زنان ما فرهنگ عصر جاهلیت را نمی پذیرند

لایحه ای که دولت بنام «حمایت از خانواده» به مجلس شورای اسلامی فرستاده است، نه تنها با منشور سازمان ملل و کنوانسیون ها و میثاق های بین المللی که ایران در آنها عضویت یافته و یا پذیرفته است مغایرت دارد، بلکه یک توهین از سوی یک حکومت مردسالار و واپسگرا به زن ایرانی است.

تعدد زوجات، که زمانی به منظور محدود کردن غرایز سرکش و بی بندوبار یک جامعه جاهل و بادیه نشین تنظیم و تجویز شده بود، در دیگر تمدنهای وقت به دلیل عدم گرایش به این مسئله اجتماعی نیازی به طرح و پذیرش آن نبود، و اکنون هم در قانونهای بسیاری جوامع متمدن بشری در زمره جنایات اجتماعی بشمار می رود. احیای چنین آیینی که زن را وسیله امیال و ارضای غرایز بخش بسیار اندکی از مردان می کند، نه با سرشت جامعه ایرانی و نه با منطق روز سازگاری دارد.

در زمانی که جوامع جاهل هزاران سال پیش دختران نوزاد را زنده به گور می کردند، زن حکم برده مرد را داشت و آزادی بهره جویی از کنیزان همچون استفاده از اشیاء تجویز می شد، در جامعه متمدن ایرانی که در آن زن آزاده بود و کنیزی وجود نداشت، زنان در همه سطوح زندگی اجتماعی، حتا در رده های بالای ریاست دولت و فرماندهی، مشارکت داشتند. زن ایرانی هرگز اجازه نخواهد داد که به عصر جاهلیت سوق داده شود. زنان ایران برای احقاق حقوق خود بپا خاسته اند و علیرغم سیاستهای حکومت، نه تنها اصل برابری با مرد را در ایران نهادینه خواهند کرد، بلکه حقوق ذاتی و شناخته شده جهانی خود را هم بدست خواهند آورد.

جبهه ملی ایران به حکومت جمهوری اسلامی هشدار می دهد که با زن ایرانی در نیفتد، و فراموش نکند که زنان ایران نیمی از جمعیت هفتاد میلیونی را تشکیل می دهند که باید به آن اکثریت مردان ایرانی را هم بیفزایند.

جبهه ملی ایران

20 شهریور 1386

    

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 10:57  توسط آرش رحمانی  | 

 

آيا ضعف ما در هوشمندی است که از تاريخ درس نمی گيريم، يا بر اين پندار نادرست هستيم که شرايط تاريخی در هر زمان منطق متفاوت ويژه خود را دارد. در زمانی که پای بندان به حقوق بشر و آزاديهای بنيادين، مجازات اعدام را منسوخ شده تلقی نموده اند و برخی از کشورهای اسلامی چون ترکيه، ترکمنستان، جمهوری آذربايجان، قرقيزستان و موريتانی به موجب اعلاميه هايی القای اختياری اعدام را پذيرفته اند و ديگر کشورهای اسلامی مانند مراکش، تونس و برونئی عملا" از انجام اين کار خودداری می کنند، زندانی کردن منتقدان و اعدام های خودسرانه مغاير با تعهدات و عرف بين الملل و در عين حال متعارض با اصول مندرج در قانون اساسی موجود نه تنها بقای نظام را تضمين نمی کند، بلکه جامعه را بسوی فرايندی فاجعه بار سوق خواهد داد و حاکميت را به آن گوشه تنگ انزوا خواهد کشاند که همه از آن وحشت داريم.
ديکتاتوری هايی مانند آرژانتين، شيلی، يوگوسلاوی، طالبان در افغانستان و صدام حسين در عراق، با اعمال سياست مشت آهنين و زندان و اعدام به قصد ايجاد جو رعب و وحشت در ميان مخالفان، و تضمين بقای موجوديت خود، نه تنها راه به جايی نبردند، بلکه برای خود و جامعه مصيبت بار آوردند و تماميت ارضی کشورشان را نيز به خطر انداختند.

جبهه ملی ايران هشدار می دهد که زمان زيادی برای بازگشت به واقع نگری نمانده است. اين زمان مانده را خردمندانه مديريت کنيد.

جبهه ملی ايران
۱۸ شهريور ۱۳۸۶


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 13:4  توسط آرش رحمانی  | 

 

چرا کمتر اتفاق افتاده است که يک چنين آرمانی (سکولاريسم)، که در سايهء آن مردمان می توانند، در عين داشتن عقايد و مذاهب گوناگون، زندگی آسوده و صلح آميزی داشته باشند، نمی توانسته براحتی صورت تحقق بخود بگيرد و تاريخ آدمی، در فضای گمشدگی تساهل و صلح، در سيطرهء تحميل زورگويانهء عقايد، و در کوشش برای اينکه حاکمان همگان را به رنگ خود درآورند، پر از جراحت و چرک و خون است


esmail@nooriala.com


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 23:34  توسط آرش رحمانی  | 

 

آن هايی که عشق به وطن و زادگاه را نوعی فاشيسم می دانند کسانی هستند که از يک سو عشق را با دو دو تا چهارتای سياسی اشتباه گرفته اند و، از سوی ديگر، وطن دوستی را با برتری طلبی های مذهبی، نژادی و ايدئولوژيک يکی می بينند

يکی از نام های شناخته شده در فرهنگ ما «مجنون» است؛ هم به عنوان نام ديگر «ابن قيس» ی که عاشق زنی به نام «ليلی» می شود و قصه ی عاشقی اش بر سر زبان ها می افتد، و هم به عنوان صفتی برای آن ها که عقل درستی ندارند. اين کلمه از عربی به فرهنگ ما آمده و در آن فرهنگ به معنای «جن زده» بکار می رود و به کسی نسبت داده می شود که حرکات عجيب و غريبی انجام دهد که با رفتارهای عادی مردمان زمانه اش همخوانی نداشته باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 22:41  توسط آرش رحمانی  | 

به مناسبت 15 شهريور سالروز بنيان مكتب پان ايرانيست

مكتب پان ايرانيست در فضاي امروز ايران نقش مهمي را بازي مينمايد.

در ابتدا لازم يه تذكر است كه در اين نوشتار مكتب پان ايرانيست از حزب پان ايرانيست جدا است.حزب پان ايرانيست يك حزب سياسي است كه  انتقادات زيادي به آن دارم.به عنوان نمونه موضع گيري اين حزب را نسبت به كودتاي 28 مرداد بهيچ وجه نمي پسندم.

گروههاي پان ترك اين تفكر را در مغالطه اي آشكار شعبه تهران حزب نازي مينامند.اما چرا بهيج وجه اين مقايسه درست نيست؟چرا به نظر من از قضا اين پان تركها ي پدر گرگ فرزند چنگيز و آتيلا و تيمور  هستند كه شعب حزب نازي در استانبول را نمايندگي ميكنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 22:37  توسط آرش رحمانی  | 

براساس پژوهش محقق ايرانی دانشگاه کمبريج: تمام اقوام غيرفارسی‌زبان ايران ريشه ايرانی دارند، ايسنا

- ريشه مشترک اقوام ايرانی به حداقل ۱۰ هزار و ۵۰۰ سال پيش برمی‌گردد


خبرگزاری دانشجويان ايران - تهران
سرويس: پژوهشی

براساس تحقيقات پژوهشگر ايرانی ژنتيک پزشکی و جمعيتی دانشگاه «کمبريج» که با کمک و نظارت گروهی از برجسته ترين محققان اين رشته انجام شده، جمعيت های ايرانی که با زبان‌های غير از گروه هندو-اروپائی تکلم می‌کنند به ويژه جمعيت آذری زبان ساکن در فلات ايران ريشه ژنتيکی مشترکی با اقوام ترک زبان ساکن در کشور ترکيه و اروپای شرقی ندارند و بر عکس «شاخص‌های تمايز ژنتيکی» آنها (مانند FSt) با ساير گروه‌های ساکن در فلات ايران به ويژه فارسی زبانان نزديک به صفر است که نشانگر ريشه ژنتيکی مشترک آنها در اعماق تاريخ ايران است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 19:39  توسط آرش رحمانی  | 

در سال 1264 قمري، نخستين برنامه‌ي دولت ايران براي واكسن زدن به فرمان اميركبير آغاز شد. در آن برنامه، كودكان و نوجواناني ايراني را آبله‌كوبي مي‌كردند. اما چند روز پس از آغاز آبله‌كوبي به امير كبير خبردادند كه مردم از روي ناآگاهي نمي‌خواهند واكسن بزنند. به‌ويژه كه چند تن از فالگيرها و دعانويس‌ها در شهر شايعه كرده بودند كه واكسن زدن باعث راه ‌يافتن جن به خون انسان مي‌شود هنگامي كه خبر رسيد پنج نفر به علت ابتلا به بيماري آبله جان باخته‌اند، امير بي‌درنگ فرمان داد هر كسي كه حاضر نشود آبله بكوبد بايد پنج تومان به صندوق دولت جريمه بپردازد. او تصور مي كرد كه با اين فرمان همه مردم آبله مي‌كوبند. اما نفوذ سخن دعانويس‌ها و ناداني مردم بيش از آن بود كه فرمان امير را بپذيرند. شماري كه پول كافي داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبله‌كوبي سرباز زدند. شماري ديگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان مي‌شدند يا از شهر بيرون مي‌رفتند روز بيست و هشتم ماه ربيع الاول به امير اطلاع دادند كه در همه‌ي شهر تهران و روستاهاي پيرامون آن فقط سي‌صد و سي نفر آبله كوبيده‌اند. در همان روز، پاره دوزي را كه فرزندش از بيماري آبله مرده بود، به نزد او آوردند. امير به جسد كودك نگريست و آنگاه گفت: ما كه براي نجات بچه‌هايتان آبله‌كوب فرستاديم. پيرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امير، به من گفته بودند كه اگر بچه را آبله بكوبيم جن زده مي‌شود. امير فرياد كشيد: واي از جهل و ناداني، حال، گذشته از اينكه فرزندت را از دست داده‌اي بايد پنج تومان هم جريمه بدهي. پيرمرد با التماس گفت: باور كنيد كه هيچ ندارم. اميركبير دست در جيب خود كرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت: حكم برنمي‌گردد، اين پنج تومان را به صندوق دولت بپرداز چند دقيقه ديگر، بقالي را آوردند كه فرزند او نيز از آبله مرده بود. اين بار اميركبير ديگر نتوانست تحمل كند. روي صندلي نشست و با حالي زار شروع به گريستن كرد. در آن هنگام ميرزا آقاخان وارد شد. او در كمتر زماني اميركبير را در حال گريستن ديده بود. علت را پرسيد و ملازمان امير گفتند كه دو كودك شيرخوار پاره دوز و بقالي از بيماري آبله مرده‌اند. ميرزا آقاخان با شگفتي گفت: عجب، من تصور مي‌كردم كه ميرزا احمدخان، پسر امير، مرده است كه او اين چنين هاي‌هاي مي‌گريد. سپس، به امير نزديك شد و گفت: گريستن، آن هم به اين گونه، براي دو بچه‌ي شيرخوار بقال و چقال در شأن شما نيست. امير سر برداشت و با خشم به او نگريست، آنچنان كه ميرزا آقاخان از ترس بر خود لرزيد. امير اشك‌هايش را پاك كرد و گفت: خاموش باش. تا زماني كه ما سرپرستي اين ملت را بر عهده داريم، مسئول مرگشان ما هستيم. ميرزا آقاخان آهسته گفت: ولي اينان خود در اثر جهل آبله نكوبيده‌اند امير با صداي رسا گفت: و مسئول جهلشان نيز ما هستيم. اگر ما در هر روستا و كوچه و خياباني مدرسه بسازيم و كتابخانه ايجاد كنيم، دعانويس‌ها بساطشان را جمع مي‌كنند. تمام ايراني‌ها اولاد حقيقي من هستند و من از اين مي‌گريم كه چرا اين مردم بايد اين قدر جاهل باشند كه در اثر نكوبيدن آبله بميرند

منبع حكيمي، محمود. داستان‌هايي از زندگي اميركبير. دفتر نشر فرهنگ

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 19:15  توسط آرش رحمانی  | 

 حداقل انتظار داشتم در اين مدت نيروهاي ملي مذهبي جواب مقالات انتقاد آميز نسبت به مرحوم دكتر شريعتي را با جوابيه علمي و مبتني بر بيانات ايشان جواب دهند . مقالات اكبر گنجي و بسياري ديگر را نمي توان به سبك آقاي دكتر زيد آبادي پاسخ داد . با مقالاتي در حد يك صفحه A4نمي توان جواب اين همه انتقادات را داد . من به هيچ وجه در اين جا سعي ندارم به نقد نيروهاي ملي مذهبي بپردازم با وجود اعتقاد به اين نكته كه اين نيروي فكري را نه در راستاي تحكيم دموكراسي و علي الخصوص سكولاريسم مي دانم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 22:35  توسط آرش رحمانی  | 

در اين خاك زرخيز ايران زمين

                                                نبودند جز مردمي پاك دين

همه دينشان مردي و راد بود

                                                كزآن كشور آزاد و آباد بود

بزرگي به مردي و فرهنگ بود

                                                گدايي بر بوم و بر ننگ  بود

از آن روز دشمن به ما چيره گشت

                                                كه ما را روان و خرد تيره گشت

از آن روز اين خانه ويرانه شد

                                                كه نان آورش مرد بيگانه شد

 

نوشتن درباره دكتر پرويز ورجاوند در روزهاي ابتداي درگذشت ايشان بسيار برايم سخت بود . درگذشت ناگهاني ايشان آنقدر شوكه آور بود كه توان هر گونه نوشتن و يا انديشيدن درباره اين موضوع را برايم بسيار سخت مي نمود .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 22:33  توسط آرش رحمانی  | 

بنام خدا

 

بیانیه گروهی از فعالان سیاسی، فرهنگی و اجتماعی

در اعتراض به استمرار بازداشت دانشجویان

                                          

اخیراُ فشار بر فعالان جامعه مدنی، بویژه بر دانشجويان، کارگران و روزنامه نگاران افزايش یافته است و اتهام های واهی براندازی نرم، تشويش اذهان عمومی، توهين به مقدسات، كودتاي خزنده و همانند آن بر آنان وارد می شود. همانگونه که خانواده های برخی از دانشجويان زنداني نقل کرده اند و در نامه ای سرگشاده به رييس قوه قضاييه اعلام نموده اند، فرزندان آنان زیر انواع شکنجه های روحی و جسمي، مانند برخوردهاي غيراخلاقي، بي‌خوابی هاي درازمدت، شلاق و تهديد به تجاوز، با هدف اعتراف گیری اجباری قرارگرفته اند.

بر پایه استراتژي شكست خورده‌ي سلطه با ایجاد وحشت، و وارد آوردن فشار بر ‌دانشجويان و گرفتن اعترافهای اجباري جنبش دانشجويي و دموكراسي‌خواهي را نمیتوان خدشه دار ساخت. اين وقايع در شرايطي روی می دهد كه :

1- اعلاميه جهانی حقوق بشر، که تمامی کشورها از جمله ايران متعهد به رعایت آن هستند، بدرفتاری با زندانیان، ازجمله "اعتراف گیری اجباری"، را منع می‌کند.

2- قانون اساسي جمهوری اسلامی، در اصول زير حقوق و آزادی‌های ملت را تضمين کرده است:

 "هيچ مقامی حق ندارد به‌نام حفظ استقلال و تماميت ارضی کشور، آزادی‌های مشروع را، هر چند با وضع قوانين و مقررات، سلب کند." اصل 9.

"احزاب، جمعيت‌ها، انجمن‌های سياسي و صنفی ... آزادند، ... هيچ کس را نمی‌توان از شرکت در آنها منع کرد..." اصل26.

"تشکيل اجتماعات و راه پيمایی‌ها، بدون حمل سلاح، به‌شرط آن‌که مخل به‌مبانی اسلام نباشد آزاد است." اصل 27.

"اصل, برائت است و هيچ‌کس از نظر قانون مجرم شناخته نمي‌شود، مگر اين‌که جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد." اصل 37.

"هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار و يا کسب اطلاع ممنوع است." اصل 38.

 

ما امضا كنندگان اين بيانيه:

1- به دستگيری دانشجويان، کارگران و مبارزان حقوق بشر و به صدور حکم های سنگين و خارج از چارچوب قانون، اعتراض داشته و صدور هر حکمی را بدون حضور وکيل انتخابي و هيئـت منصفه در دادگاهي علني و عادلانه،  مغایر با مفاد قانون اساسي مي دانيم.

2- با توجه به پايان بازجويي‌ها و تحقيقات از سه ‌دانشجوي دانشگاه اميركبير، خواهان آزادي فوري آنان تا زمان تشكيل دادگاه هستيم، و اعلام می کنیم که با توجه به وجود گمان آزارهاي جسمي و روحي كه بر برخی دانشجویان  وارد آمده، خودداری از انتقال مستقيم آنان از زندان به دادگاه از اهميت بسيار زيادي برخوردار است. قوه‌ي قضاييه تنها با پذیرش اين خواست قانوني است كه ميتواند از استمرار فشارهاي وارد آمده‌ و پایمال شدن حقوق دانشجويان جلوگيري كند.

3- از مسؤولان مي‌خواهيم ترتيبی اتخاذ نمایند تا امکان ملاقات فوري دانشجويان زنداني با وكیلان مدافع انتخابي خود و پزشكان مورد اعتماد خانواده‌ها فراهم گردد.

4- خواهان تشكيل يك كميته حقيقت‌ياب مستقل ومورداعتماد براي بررسي و متعاقباُ رسیدگی به اتهامات وارده و گرفتن "اعتراف اجباری" نسبت به دانشجویان و کلیه زندانیان سیاسی ، در یک دادگاه علنی و بیطرف با حضور وکیلان متهمان هستیم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 18:37  توسط آرش رحمانی  |