تبليغاتX
Liberal-National

Liberal-National

آزادی : رفاه : ایرانیت

 

پشتیبانی از تازش روسیه به گرجستان، گفتگو های امنیتی مقامات در استانبول، پرونده هسته ای ایران در راهروهای شورای امنیت، ادعاهای امارات متحده عربی و اتحادیه عرب نسبت به جزیره های سه گانه ایرانی در خلیج فارس، پیمان های سه جانبه و دو جانبه کشور های حاشیه دریای مازندران و خطر حمله نظامی به تاسیسات اتمی و نظامی ایران، همگی دستاوردهای سیاستهای غلط و نابخزدانه و به زیان ملت ایران بوده و حتا امکان رساندن آسیب های فراوان دیگری از جمله از هم پاشیدگی میهن ما را در بر دارد.
سردمداران حکومت دانسته و فقط در راستای سودهای شخصی و جناحی و بقای خود، کشور ما را به سوی پرتگاهی عظیم هدایت می نمایند. با توجه به اين خطرات زودهنگام و جبران ناشدنی که ملت و میهن ما را تهدید می کند، ما از حکومتگران می خواهیم تا بیدار شوند و به دیدگاه های ما که بر پایه منافع ملی دراز مدت ایران بیان شده، عمل نمایند. ما از ملت بزرگ ایران هم می خواهیم تا نسبت به سرنوشت خود احساس مسئولیت بیشتری نمایند که زمان بازگشت به عقلانیت با سرعت در حال از دست رفتن است و نباید دست روی دست گذاشت و منتظر سرنوشت شد.
1 – روسیه دوست استراتژیک ایران نيست و سه سده تجاوز به خاک ایران، بی ثبات کردن دولت های ملی کشور، و بی اعتنایی به تعهدات از جمله نسبت به حقوق ایران در دریای مازندران و سرانجام خودداری از راه اندازی نیروگاههای بوشهر، که پس از 17 سال کاری یک ساله را انجام نداده اند، گواه این مدعا می باشد.
2 – حوزه تمدن و فرهنگ ایرانی، که یک واقعیت تاریخی و فرهنگی می باشد، بایستی در دید راهبردی ما در منطقه قرار داشته باشد. ما باید همه ی مردم و کشورهای واقع در این حوزه فرهنگی را دوستان استراتژیک خود بشماریم و در معادلات سیاسی این دیدگاه را بگنجانیم.
3-کردها يکی از اجزای تفکيک ناپذير اين حوزه تمدنی می باشند و هر جا که باشند ايرانی به شمار می آيند و ما هرگز نبايد بر عليه منافع آنان با ديگران متحد شويم. 4– گرجستان نيز يکی ديگر از شاخه های این حوزه تمدنی می باشد. تجاوز روسیه به این حوزه یادآور تجاوز روس ها در سده های گذشته به ايران و تحميل عهدنامه های ننگین گلستان و ترکمانچای می باشد و باید هميشه اين موضوع را در نظر داشته باشيم.
5 – ما با هیچ کشوری در جهان دشمن نیستیم و این دشمن سازی قدرت بدستان را نباید به حساب مردم ایران گذاشت، زیرا این نیرنگی برای فریب ایرانیان از سوی قدرتمداران می باشد. ملت ایران همه ملتها و کشورهای جهان را به یک چشم می نگرد و خواهان دوستی با همه آنان می باشد. ما خواهان روابط دوستانه، سیاسی و اقتصادی با همه ملت ها، از جمله امریکایی ها، روس ها، عرب ها و اسرایيلی ها می باشيم. ما اختلافات میان دولتها را به حساب مردم نمی گذاریم.
6 – سیاست دشمن تراشی قدرت بدستان باعث از بین رفتن فرصتها و منافع ملی ما در دریای مازندران، خلیج پارس، صنعت نفت و انرژی و اختلافات درونمرزی برخاسته از خودکامگی، تبعيض و ستمگری شده و درهم ریختگی و سقوط اقتصادی، سقوط ارزشهای اخلاقی و عقب افتادگی کشور را در همه زمینه ها در پی داشته است. ما اداره کنندگان کنونی کشور را شایسته مسئولیت هایشان نمی دانیم و خواهان تغییر بنیادین در سیاست اداره کشور هستیم.

ما امضاء کنندگان، با هشدار به مردم ايران و توجه آنان به نکته های بالا، می گوییم که ادامه این سیاست ها بوسيله سردمداران، زیانهای تاریخی و جبران ناپذیری را برای ما، از جمله آسیب های وحشت انگیزی به استقلال و تمامیت سرزمینی ما در پی خواهد داشت. ما اعلان می کنیم که ما اين اشتباه ها را به حساب اشتباه حکومت گران نمی گذاریم، بلکه آنان دانسته کشور را به سوی این پرتگاه دهشتناک رهنمون می سازند. آنان مسئول هستند و باید در آینده در پیشگاه ملت ایران و آزاد انديشان جهان پاسخگو باشند .

اديب برومند، مهندس عباس امير انتظام، بانو دکتر لقا اردلان، بانو الهه امير انتظام، بانو فرشيد افشار، دکتر محمد صالح ابراهیمی، علیرضا افشاری، امیررضا امیر بختیار، مهدی الیاسی، پیمان اسد زاده، مهندس محمد اويسی، بانو گل پونه آذر، بهرام آبتين، دکتر داود هرميداس باوند، بانو سمیرا باوند، مهندس مرتضي بديعي، دکتر جهانشاه برومند، مقداد بریمانی،منصور بدری، تيرداد بنکدار، محمد بهمنی قاجار ، خسرو بهمنی قاجار ، سرلشکر بازنشسته دکتر نصرت اله بختور تاش، دکتر چنگيز پهلوان، بانو گيتي پورفاضل، ابولحسن پازوکي، محمد رضا تبریزی شیرازی، سرهنگ بازنشسته نصرالله توکلي، بیژن تلیانی، بيژن جانفشان، بانو دکتر بهيه جيلانی، عيسي خان حاتمي، دکتر علي حاج قاسمعلي، مهندس مسعود حاتمی میلانلو، مهدی حجت، علی حيدری، مهندس هوشنگ خير انديش، مهندس حميدرضا خادم، دکتر محمد علی دادخواه، دکتر پرويز دبيري، جمال درودي، مهندس آرش رحماني، بهرام رحمانی وحيد، دکتر علي رشيدي، جواد رضایی، دکتر محسن رهامي، فرهاد رهبری ،بانو دکتر فاطمه رحمانی، مهندس اشکان رضوي، دکتر جهانگیر رضوی، حسين زند، مهندس کورش زعيم، شهرام زعفرانلو، شاهین زینعلی، دکتر احمد ساعي، مهرداد سید عسگری، خسرو سیف، مهندس سیروس سرهنگی، بانو دکتر شکوفه سمیع زاده ، دکترشاهين سپنتا، بانو توران شهرياري، مهندس حسین شاه اويسی، مهندس مجيد ضيايي، يوسف فلاح، دکتر محسن فرشاد، سرلشکر بازنشسته ناصر فربد، اسماعيل فراهانی، رضا قبادی ،حسین قنبری، دکتر باقر قديري اصلي، غلامرضا کاظم زاده، بانو فرخ مهر کیوان، دکتر عليقلي محمودي بختياري،جهانگیر محمودی، اسماعيل مفتی زاده، بانوفريده مولوی، هرمز مميزي، دکتر حسین مجتهدی، دکتر فیروز منصوری، دکتر محمد ملکي، مهندس حميدرضا مسيبيان، مهندس علي اکبر معين فر، بابک مغازه ای، غلامحسین مظلومی عقیلی، بانو پريچهر مبشري، دکترعلي اکبر نقي پور، حسین نوروزی، مهندس حسین نجاتی، دکتر عبدالرضا هوشنگ مهدوي، مهرگان وثوق، بانو سیما هدایت، پیمان هیهاتی، مهندس حبيب يکتا.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 14:14  توسط آرش رحمانی  | 

 

پیامدهای تهاجم روسیه به گرجستان
هم میهنان عزیز،
رویدادهای اخیر گرجستان و پیامدهای نگران کننده آن زنهارهای جدیدی را برای جهان، کشورهای منطقه، بویژه جوامع واقع در حوزه تمدن ایرانی، به وجود آورده که اگر ارزیابی درست، همه جانبه و واقع گرایانه نشوند، آینده برخی کشورهای نزدیک به روسیه را با مخاطرات جدی روبرو خواهد کرد. با اظهارنظرهای شگفتی برانگیز برخی مقامهای جمهوری اسلامی در این باره که یادآور موضعگیری های پیشین آنها درباره مسائل چچن و کوزوو است، بیش از پیش لازم می دانیم که برای آگاهی از فرایند و پیامدهای این تهاجم سخت افزاری، توجه شما هم میهنان را به نکته های زیر جلب نماییم:
1- روسیه که در بالکان و اروپای خاوری نفوذ تاریخی خود را از دست رفته می بیند و گرایش به غرب کشورهای عضو گروه گوام (اوکراین، گرجستان و آذربایجان) را نگران کننده می داند، بر آن است تا از نفوذ خزنده غرب در قفقاز، آسیای مرکزی و اوکراین جلوگیری نماید؛ مناطقی که روسیه مدعی داشتن منافع تاریخی است. گرایش گرجستان به غرب و درخواست عضویت آن در ناتو، که روابط دو کشور را بحرانی کرده بود باعث شد تا روسیه از مشکلات گرجستان با اوستیای جنوبی و آبخازی بعنوان ابزار فشار برای جلوگیری از تحقق مقاصد مورد نظر گرجستان استفاده نماید. قرار گرفتن عضویت گرجستان و اوکراین در دستور کار ناتو، روسیه را واداشت تا به بهانه مسئله اوستیای جنوبی به تهاجم نظامی علیه گرجستان دست بزند. این رفتار روسیه، هشداری به امریکا و دولتهای غربی و همچنین کشورهای واقع در مناطق مورد ادعای روسیه می باشد و حساسیت شدید روسیه را نسبت به رفتار سیاسی در این مناطق نشان می دهد.
2- هرچند تهاجم نظامی روسیه عملیات تنبیهی اعلام گردید، ولی اقدامات سریع و فوری روسیه که پشتیبانی از جدایی طلبان اوستیای جنوبی و آبخازی، به رسمیت شناختن استقلال آنها، نادیده انگاشتن اصول و موازین بین المللی، و بستن پیمانهای امنیتی و نظامی با آنها، همگی حاکی از وجود برنامه ای از پیش تنظیم شده است که انگیزه سلطه جویی نظامی و توسعه طلبی شوروی سابق را در اذهان جهانیان زنده ساخته است. بی شک این رویداد، کشورهای تازه استقلال یافته آسیای مرکزی، قفقاز و اوکراین را بیش از دیگران نگران خواهد ساخت و هیچ تضمینی نیست که روسیه از رویه مشابه گرجستان درباره دیگرانی که خواهان ورود به ناتو هستند استفاده ننماید.
3- اکنون، امریکا، اتحادیه اروپا و ناتو بر آن خواهند شد روابط خود را با روسیه، به ویژه در عرصه سیاسی- امنیتی ارزیابی همه جانبه و تجدید نظر کنند. چنانکه تسریع در امضای پیمان برپایی سامانه دفاع ضد موشکی در لهستان و تصمیم اتحادیه اروپا در تاخیر یا تعلیق اجرای توافق های پیشین با روسیه را می توان واکنش های اولیه آنها تلقی نمود.
4- از سوی دیگر، کشورهایی مانند چین که با برقراری روابط نزدیک با روسیه در چارچوب ایجاد نوعی جبهه مشترک در برابر یکه تازیهای امریکا بوده اند، اینک بر آن خواهند شد که خود را از جرگه قدرت نمایی ها و ماجراجویی های سیاسی روسیه برکنار نگه دارند. زیرا چین، در پرتو همکاری های اقتصادی گسترده با جهان، به ویژه امریکا و اروپا، و همچنین تلاش برای پرهیز از استمرار و تشدید تنش با آنها، موفق شده به پیشرفتهای چشمگیری دست یابد؛ و مایل نیست در وضع موجود اختلالی پدید آید. بنابراین، چین در تعارضات احتمالی روسیه با غرب، سیاست عدم مداخله را در پیش خواهد گرفت.
5- اما بحران گرجستان و پیامدهای آن برای ایران ارزیابی های جدید را می طلبد. با در نظر گرفتن اظهارنظرهای یکسوگرایانه مقامهای جمهوری اسلامی در این باره، ضرورت بازبینی بیش از پیش احساس می شود:
الف – گرچه در آغاز بروز شکاف میان روسیه و غرب و ادامه احتمالی آن، شرایط را برای سیاست بهره گیری از رقابتها و اختلافات فراهم می نماید، ولی باید دانست که کاربرد این دیپلماسی در صورتی موفق خواهد بود که ایران با روسیه و امریکا روابط متوازن و متناسب داشته باشد. در حالی که وابستگی های جمهوری اسلامی به روسیه در بسیاری از عرصه ها، امکان کاربرد این دیپلماسی را دشوار و ناکارآمد می سازد.
ب- در پیوند با بحران تکنولوژی هسته ای، بی تردید روسیه کماکان سیاست استفاده ابزاری از ایران را در پیش خواهد گرفت و این هدف را با توجه به شرایط وقت ممکن است به دو طریق انجام دهد:
اول آنکه، همانطور که معاون ریاست جمهوری روسیه گفت، در صورت ادامه بحران، روسیه در شورای امنیت درباره مسئله ایران ممکن است موضع متفاوت با رویه پیشین اتخاذ نماید، که در واقع، تهدیدی است به منظور برحذر داشتن از واکنش افراطی.
دوم اینکه، روسیه ادامه بحران گرجستان را به سود خود نمی داند؛ بنابراین، بر آن خواهد شد که از کارت ایران برای تغییر این وضعیت استفاده کند. به این ترتیب که در شورای امنیت مانند گذشته از طرح پیشنهادی دولتهای غربی پشتیبانی نماید و به این وسیله، دریچه ای برای بازگشت به گفتگوهای سازنده با غرب بگشاید.
سرانجام، پرسش مهمتر اینست که آیا با توجه به سیاست قدرت نمایی، سلطه جویی و توسعه طلبی روسیه، به ویژه در حوزه تمدن ایرانی، آیا مصالح و منافع ملی ایجاب می نماید که در پرتو شرایط پیش آمده، سیاست وابستگی به روسیه کماکان ادامه یابد و یا گسترده تر شود؟ به دیگر سخن، در حالی که ایران تمامی تخم مرغهای خود را در سبد روسیه ریخته و بدین ترتیب آزادی عمل و قدرت مانور خود را در رابطه با مسائل و رویدادهای پیش آمده در آسیای مرکزی، قفقاز و دریای مازندران در برابر روسیه محدود ساخته است، آیا ادامه سیاست یکسونگری در لوای شرایط نگران کننده کنونی مصلحت می باشد؟
افزون بر این، از آنجایی که ممکن است در نتیجه پیدایش سردی و تیرگی در روابط اتحادیه اروپا با روسیه، اروپایی ها بر آن شوند از نیازمندی و وابستگی خود به انرژی روسیه بکاهند و در جستجوی راه دیگری برای انتقال انرژی بر آیند. در این رابطه بی تردید ایران از امتیاز ویژه برخوردار است. ولی، در شرایطی که جمهوری اسلامی در چنبره وابستگی به روسیه قرار گرفته، و به دلیل برخی نیازمندی های ناشی از نابخردی و سوء مدیریت در سیاست خارجی، دستش زیر ساطور آن کشور است، آیا استفاده از چنین فرصت احتمالی، با توجه به مخالفتهای روسیه با انتقال انرژی بجز از راه شمال، امکان پذیر می باشد؟ فراتر از آن، روسیه توسط شرکتهای دولتی گاسپروم و لوک اویل در حوزه های آزادگان شمالی و پارس جنوبی و غیره خلیج پارس فعال است و بدین طریق استراتژی انرژی خود را در برابر اروپایی ها بیش از پیش تقویت نموده و امکان اتخاذ سیاست مستقل انرژِی را از ایران سلب کرده است.
جبهه ملی ایران باور دارد که ایران بایستی با تمامی کشورهای جهان روابط دوستانه و سازنده داشته باشد و توازن و منافع درازمدت ملی را در این روابط لحاظ کند، نه اینکه در چنبره محدودکننده کشور خاص قرار گیرد و قدرت مانور و آزادی عمل خود را در برابر رویدادها و فرصت ها جهت بهره برداری بهینه از دست بدهد. واقع نگری، خردمندی سیاسی و جهان بینی درست برای تحقق منافع ملی در سیاست خارجی یک ضرورت حیاتی است که جمهوری اسلامی فاقد آنها می باشد.
جبهه ملی ایران
تهران - 13 شهریور

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 16:28  توسط آرش رحمانی  | 

 

موضوع: سه جزیره خلیج فارس و ادعای امارات

28 امرداد 1387

پرسش: آقای کورش زعیم، پس از ایجاد یک دفتر جدید ایرانی در جزیره ابوموسی، مسئله مناقشات ارضی ایران و امارات در مورد سه جزیره بار دیگر مطرح شد و یک مسئله دیپلماتیک شد و امروزه از اخبار و گزارش ها به نظر شما در این موقعیت حساس، به اصطلاح راجع به این جزایر چی میشه گفت و چرا در هفته های اخیر ایران یک همچنین اقدامی کرد؟

کورش زعیم: البته باز کردن این دو دفتر که یکیش دفتر نجات دریایی و یکیش دفتر ثبت کشتی هاست، حق ایران است، منتهی در این زمان بسیار حساس، این حرکت از سوی جمهوری اسلامی که به عنوان اعمال مالکیت بوده، درباره اینکه آیا خردمندانه بوده در این زمان خاص یا نه، پرسش زیادی رویش است. ولی اصولا این جزیره ها یک عامل فشار روی جمهوری اسلامی است و در بازیهای بین المللی یکی از مهره هایی است که امارات هم در آن شرکت دارد. البته این کار، این حرکت جمهوری اسلامی، می توانست در زمان بهتر و مناسب تری انجام گیرد.

پرسش: آقای زعیم، بفرمایید که حداقل سابقه تاریخی این سه جزیره به نظر شما تا چند سال یا چند قرن بر می گردد؟

کورش زعیم: تا آنجا که من بررسی کرده ام و بسیاری از پژوهشگران هم این کار را کرده و تایید می کنند، ایران از زمان هخامنشیان بر همه جزیره های خلیج پارس و کلیه ساحل های جنوبی و شمالی آن حاکمیت داشته است و آنها جزوی از خاک ایران بوده اند و ساکنان آنها هم ایرانی بوده اند. عرب ها فقط در حجاز و مکه و یمن زندگی می کردند و حتا اجازه نزدیک شدن به سواحل خلیج پارس را نداشتند. این وضع در زمان سلوکیان و اشکانیان هم ادامه داشته است.

در زمان ساسانیان هم همینطور بود. جنوب و شمال خلیج پارس جزوی از خاک ایران بود. ایرانیان در شبه جزیره عربستان حضور گسترده داشتند که حتا در دو بندر مهم جده و عدن ایرانیان همه کاره بودند و مردمان آن به زبان فارسی سخن می گفتند. این اردشیر بود که ذر زمان ساسانیان برای نخستین بار اجازه داد عربها که دچار قحطی شده بودند به سواحل جنوبی خلیج پارس نزدیک شوند.

پس از اسلام، در زمان خلیفه عمر بود که عربها برای تسلط بر سواحل جنوبی خلیج پارس جنگیدند و پیروز شدند، ولی این پیروزی صد سال بیشتر طول نکشید که دیلمیان آنها را از سواحل جنوبی خلیج پارس، یعنی آنجا که امارات و قطر و بحرین هستند بیرون کردند و آنجا را به ایران باز گرداندند.

این وضع ادامه داشت تا سال 1507 میلادی یا 913 هجری که پرتقالی ها آمدند. آنها 117 سال بر خلیج پارس سلطه داشتند تا زمان شاه عباس که امام قلی خان آنها را شکست داد و از خلیج پارس بیرون کرد. تا زمان نادرشاه امنیت خلیج پارس و سواحل شمالی و جنوبی و جزایر آن برقرار بود و حاکمیت ایران بر آنها بود تا اینکه دانمارکی ها در سال 1730 آمدند. آنها را نیز نادرشاه در سال 1772 شکست داد و از خلیج پارس بیرون کرد و امنیت سرزمین ایران را از بصره تا پاکستان کنونی دوباره در دو سمت خلیج پارس برقرار کرد.

مشکل ما هنگامی آغاز شد که انگلیسی ها پا به خلیج پارس گذاشتند، به ویژه در سده 19 که هندوستان را مستعمره کرده بودند و از ترس تجاوز روسها به خلیج پارس، آغاز به دست اندازی به جزیره های ما کردند و کوشیدند از جنوب وارد خاک سرزمین ایران بشوند و انرا هم زیر سلطه خود درآورند. در واقع، آنها برای مشروعیت دادن به حضور نظامی خود در خلیج پارس با شیخ های عرب که قبیله هایشان دائم یا شورش می کردند یا باهم در ستیز بودند یک قرارداد امنیتی بستند که امنیت و صلح را بین آنها برقرار کنند. تا 1902 بیشتر جزیره هایی را که اشغال کرده بودند تخلیه کردند، ولی با وجود اینکه بریتانیا همه جزیره ها را اشغال کرده بود، مالکیت ایران را بر همه جزیره ها تایید می کرد. مثلا، یک نامه هست در 1888، از دولت بریتانیا به دولت ایران که مالکیت ایران بر جزیره های ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک را تایید می کند، و همه نقشه های نظامی و غیرنظامی بریتانیا، دانمارک و پرتقال که در آنجا فعالیت زیادی داشتند، این جزیره ها را ایرانی می خوانند.

در سال 1971 که بریتانیا تصمیم گرفته بود از خلیج پارس خارج شود و جزیره ها را به ایران تحویل دهد، تفاهمی در این مورد میان شاه و شیخ شارجه امضاء شد. در این تفاهم نامه اشتباهی که کردند این بود که به شارجه اجازه دادند یک مدرسه و یک پاسگاه برای حمایت از ماهیگیران شارجه ای داشته باشد و در محدوده کوچکی از ساحل ماهیگیری کند. ولی آنها حق افراشتن پرچم خودشان را نداشتند و هیچ پرچمی بجز پرچم ایران قرار نبود افراشته بشود. برایتان جالب است بدانید که شیخ شارجه هر گاه ماموران ایران را دور می دید، پرچم خود را بلند می کرد. حتا چند بار رییس گمرک ایران در اوایل قرن بیستم که بلژیکی بود، وقتی پرچم شارجه را دیده بود دستور داده بود آنرا پایین بیاورند و پرچم ایران را بالا ببرند. دکتر مصدق برای پایین آوردن پرچم غیرقانونی شارجه به آنجا نیروی دریایی فرستاد، و هویدا هم تهدید کرده بود که اگر شیخ شارجه از فتنه گری دست برندارد، وارد جنگ می شویم.

جالب اینکه در سال 1972، شیخ شارچه ادعای مالکیت خود را به سازمان ملل برد و از ایران به شورای امنیت شکایت کرد، ولی شورای امنیت مالکیت ایران را تایید کرد. بهرحال، طبق ماده 27 کنوانسیون وین 1969، هر معاهده میان دو یا چند کشور یک سند بین المللی تلقی می شود و هیچکدام از طرفین حق لغو یکطرفه یک پیمان بین المللی را ندارند. تمام ادعاهای شیخ شارجه بجز یک بازی سیاسی علیه جمهوری اسلامی نیست و امیدواریم که جمهوری اسلامی در حرکت هایش نابخردی زیادی نشان ندهد و بهانه ندهد و این موضوع را حساستر از این که هست نکند.

پرسش: آقای کورش زعیم در تهران سپاسگزارم که به پرسشهای من پاسخ دادید. ممنونم آقای زعیم.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 21:7  توسط آرش رحمانی  |