تبليغاتX
Liberal-National

Liberal-National

آزادی : رفاه : ایرانیت

به نام خداوند جان و خرد

در این هنگامه که مصالح کشور و ملت نیز بسان آزادیخواهان به بند کشیده شده ، در این زمان که آرا ملت دارای کمترین احترام و مورد سواستفاده حاکمان برقدرت نشسته و فرصت طلب قرار گرفته ، عاملان و مجریان خشونت به دستور قدرتمداران مستبد ، فاجعه ای به مراتب عمیق تر و گسترده تر از هجدهم تیر ماه سال هشتاد و هفت بوجود آوردند و دانشجویان و فرزندان این ملت را به خاک و خون کشیدند تا فریاد آزادیخواهی و حق طلبی ملت ایران را بار دیگر خاموش کرده و به سکوت بکشانند .

 

 

بارها به حاکمان مستبد و ناشنوای جمهوری اسلامی هشدار دادیم که نگاهی به کاسه صبر ملت ایران داشته باشید ، بارها اعلام کردیم از ظلم ، خشونت و بی عدالتی بپرهیزید و به دامن ملت باز گردید و انتخاب را در اختیار مردم قرار دهید ، بارها از مصائب ، نگرانی ها ، دشواری ها و مشکلات ملت ایران سخن گفتیم و گذشت زمان و آتش زیر خاکستر را هشدار کردیم ، اما حکومت بنا شده بر استبداد دینی و دیکتاتوری ، گویی در تمام دنیا یک پاسخ بیش به ملت خویش ندارد و آن سرکوب مخالف ، دگراندیش ، غیر خودی ، معترض و حتی منتقد است .

 

 

سازمان دانشجویان و دانش آموختگان جبهه ملی ایران ضمن حضور در کنار دانشجویان و همدردی با آنان ، جنایات روی داده ، بویژه فاجعه کوی دانشگاه را به شدت محکوم کرده و نفرت و انزجار خود را از عمل جنایتکارانه استبداد و عوامل وابسته به آن اعلام می دارد و بار دیگر اینبار به صورت جدی به حکومت جمهوری اسلامی هشدار می دهد ، باور داشته باشید که تاب خروش ملت را ندارید و خشم پیش آمده از فجایع اخیر ، آتش فروکش ناپذیری را خلق خواهد کرد ، بنابراین به خشونت پایان داده و به حقوق ملت ایران و خواسته های بحق آنان که سه دهه تضییع و پایمال گردیده تن دهید .

 

 

 

سازمان دانشجویان و دانش آموختگان جبهه ملی ایران

۲۷/۳/۱۳۸۸

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 10:16  توسط آرش رحمانی  | 

سالگرد درگذشت استاد پرویز ورجاوند

 

امروز احساس میکنم  چه زود ۲ سال گذشت.او رفت و بسیاری از نا گفته ها را با خود برد.ای کاش بود تا بعضی ها چنان گستاخانه نمیتاختند.کاش بود تا راهنماییمان کند و امیدمان دهد.کاش بود تا بدانیم اخلاق نمرده است کاش بود تا فریاد او را بر سر مستبدان و دشمانان ایران می دیدیم و دلمان گرم میشد

به افتخارش سخنرانی او را در جلسه ای که نمایندگان حاکمان حضور داشتند تا از جنایت سد سیوند دفاع کنند و طبق عادت عوام فریبی کنند برایتان انتشار میدهم هیچگاه یادم نمیرود آنگاه که گفت "هتل شاه عباس کبیر"و مورد اعتراض دولتیان قرار گرفت چنان شیر ایران غرید که به افتخار این همه تلاش و زحمتی که شاه عباس برای ایران کشیده از لقب کبیر استفاده میکنم تا آنهایی که امروز بر اریکه قدرت نشسته اند بدانند تا چه حد ناتوانند

 

سخنراني دكتر ورجاوند

نيروي دانشجويي عليرغم همه موانعي كه همواره پيش پايش بوده، با همتي كه دارد هركاري را به سرانجام مي‌رساند. از جمله سامان دهي اين همايش با  ويژگيهاي فني خودش.

از اين رو من نقش نيروي دانشجويي را هميشه عليرغم لطمه‌هايي كه به آن زده شده ، همچنان بدليل صداقتها ، صميميتها و اعتقادي كه در بين جامعه دانشجويي به منافع ملي هست، ارزشمند مي‌دانم و به همه شما درود مي‌فرستم كه مي‌كوشيد تا از همه آنچه كه به ايران و فرهنگ ايران تعلق دارد پاسداري كنيد.

من هم آرزو مي‌كنم خداوند به من توفيق بدهد كه بتوانم چند صباحي ديگر در پيام رساني به سامان رساندن نوشته‌هايي در راستاي مسائل ملي و فرهنگ اين سرزمين، در جمع ملتم حضور داشته باشم. هرچه ما فرياد مي‌زنيم براي اينستكه بتوانيم اين سرزمين را به آباداني و پويايي برسانيم. ما سوداي به قدرت رسيدن نداريم اما سوداي به قدرت رساندن ملت ايران را داريم.

در آغاز كلام لازم مي‌دانم روز بيست و پنجم ارديبهشت را بنام سال روز فردوسي و شاهنامه به همه شما شادباش گويم. روزي كه اميد مي‌رفت از بامدادان تا شامگاهان تمام رسانه‌هاي اين كشور ، هيچ چيز جز درباره فردوسي و شاهنامه نگويند و همه يكباره در سكوتي مرگبار فرو رفتند . اين روز براي ملت ايران و براي هويت ايراني روزي است بزرگ و من آرزو دارم شرايطي پيش آيد كه ما بتوانيم بزرگترين جشنواره ممكن را در چينين روزي، در سالهاي آينده ، به همت شما نيروي جوان ، بر پا كنيم.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 18:45  توسط آرش رحمانی  | 

نوشته ی که پیش رو دارید ، تحلیل و راهکاری است که در پنج بند عرضه می گردد.

1) نگاهی به پیشینه ی نیروهای ملی ایران در تعامل با انتخابات در ادوار سیاسی گوناگون:

از آن جایی که شخصیت، پنداشت ، گویش و منش بنیانگذار جبهه ی ملی ایران دکتر محمد مصدق، تعادل محوری و آرمانگرایی واقع بینانه را عرضه می داشت، جبهه ملی نیز میراث دار این رویکرد گردید. در جبهه ملی ایران طیف های گوناگونی از اقوام، اقشار ، اصناف و اندیشه های متفکر گرد آمدند بی آن که مرزبندی خودی – غیر خودی و درجه بندی شهروندی بر پایه ی عقاید در آن بروز داشته باشد. از سر شناس ترین شخصیت های علمی ، دانشگاهی ، روحانی، ورزشی، صنعتی ، بازاری تا کارمند و کارگر در طیف های عقیدتی و قومیتی متنوع در فضایی هم اندیشانه و هم کوشانه، در راستای ملی گرایی بر بنیاد آزادی و مردسالاری، دوشادوش یکدیگر کوشیدند ، تا آرمان هایی را که به گونه ای مشخص تر از عصر مشروطه روشنفکران آزادیخواه غیر وابسته و ملی در پی به بازنشاندن آن بودند، تحقق بخشند. آرمانخواهی  آنان هرگز ایشان را به ورطه ی بی علمی و رویاهای دو کیشوت وار دیدن ، نکشانید. شخص دکتر مصدق دلیرانه رویاروی رضاخان ایستاد و با مجلس موسسان و تحریف قانون اساسی مشروطه مخالف ورزید، اما این باعث نشد، که در دوره های ششم ، چهاردهم و شانزدهم خود را نامزد نمایندگی مجلس ننماید و به خاطر آن که انتخابات شرایط دموکراتیک و مردسالارانه ندارد، از شرکت در آن اجتناب نورزید. او کوشید به مجلس هایی که شمار زیادی از نمایندگانش منصوبان دربار و انگلیس بودند، راه یابد و به یاری اقلیتی از همفکرانش از آن سنگرگام های بلندی برای ملت ایران بردارد.هنگامی که وی برمسند نخست وزیری تکیه می زند، اصلاحاتش را گام به گام جلو می برد. در کابینه اول او حتی سرلشگر فضل الله زاهدی به عنوان وزیر کشور ، علی اصغر فروزان به عنوان كفيل وزارت دارایی و  دکتر علی امینی به عنوان وزیر اقتصاد حضور داشتند، اما  به مرور، این کابینه پیراسته گردید.در سال 1339، انتخابات دوره ی بیستم مجلس شورای ملی ، در شرایطی برگزار می گردید ،که حاکمیت استبدادی سلطنتی به پشتوانه ی خارجی ، 7 سال پس از کودتای 28 امرداد ماه 32 که به طریق غیر قانونی و غیر دموکراتیک / مردسالارانه به قدرت رسیده بود ، در شرایطی خاص می خواست تا کمی فضای انتخابات را گشوده نشان دهد. همین امر، یاران صدیق مصدق ، اللهیار صالح ، دکتر غلامحسین صدیقی، باقر کاظمی و محمود نریمان را بر آن داشت، تا به تکاپو برای شرکت در انتخابات بیفتندواللهیار صالح از کاشان خود را نامزد انتخابات ساخت. باری به این پیشینه از آن روی اشاره شد، تا به بستر کوشش های سیاسی حرکت جبهه نیروهای ملی ایران در ادوار مختلف تاریخ معاصر در رابطه با انتخابات ، که متاسفانه هرگز به مفهوم کامل و مطلق آن آزاد نبوده است، اشاره گردد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 12:21  توسط آرش رحمانی  | 

 

خوشبختانه این بار تشکیلات جبهه ملی ایران با توجه به فشار نیروهای جوان و فعال خود رای دادن برای اعضای خود را  آزاد گذاشت

 

من فکر میکنم در وضع موجود با وجود اینکه خود را یک لیبرال دموکرات (البته جناح چپ لیبرال دموکرات)میدانم و با سیاستهای اقتصادی سوسیالیستی موافق نیستم اما  با توجه به اولویت حفظ تمامیت ارضی و لزوم ریاست جمهوری فردی که از بقیه کاندیداها به گفتمان ملی گرایی نزدیک تر است(و نه تحریک کننده پان ترکها و......)فکر میکنم مهندس موسوی فردی شایسته تر است.هر چند که ایشان از ایده آل های بنده به عنوان فردی لیبرال دموکرات-ناسیونال بسیار دور است ولی با توجه به لزوم تغییر تیم اداره کننده کشور که در این ۴ سال جز فاجعه نیافریدند و ایران را به لبه پرتگاه برده اند(به گفته آقای محسن رضایی !!!!!)احساس میکنم لازم است به عنوان فردی ملی به مهندس موسوی رای دهم

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 19:12  توسط آرش رحمانی  | 

در مورد مسائل قومی و فرهنگ­های بومی در ایران

۷ خرداد 138۸

 اشاره: چندی است برخی مواضع و مطالب در مورد مسائل فرهنگ­های بومی ایران منجر به تنش­ها و سوء برداشت­هائی شده و به خصوص به کرات منجر به سوتفاهماتی در مورد آقای مهندس زعیم شده است که به این لحاظ تصمیم گرفتیم تا در این مورد با آقای مهندس کوروش زعیم به طور خاص مصاحبه­ای داشته و رو در رو دیدگاه­های ایشان را در این موارد جویا شویم که ماحصل آن مصاحبه زیر است که تقدیم خوانندگان محترم می­گردد که در قالب 8 پرسش کلی طرح شده و پاسخ ایشان هم در اختیار خوانندگان محترم قرار می­گیرد.

 پرسش 1: جناب آقای مهندس زعیم چندی پیش مطلبی از شما منتشر شد مبنی بر اینکه شما وجود برخی اقوام در ایران را با استناد به برخی تعاریف مد نظر خود کتمان کردید و در برابر برخی هم به این تاکید دارند که ایران حتی چند ملیتی است. به هر حال این مطالب همه حاشیه­ای هستند و اصل کار همان بحث تنوع فرهنگی ایران است که واقعیتی کتمان ناپذیر در نقاط مختلف ایران است. حال چه این مساله را تنوع قومی و چه تنوع ملیتی و چه یک قوم و چه ... بنامیم در اصل مساله تاثیری نخواهد داشت و تنها اختلاف برداشت­ها خواهد بود اما در اینجا از شما خواهشمندیم بدون اشاره به بحث قوم و ملت و تعاریفی از این قبیل که همه ممکن است سوء تعبیر شده و با اختلاف سلیقه مواجه شده و موجب حاشیه سازی شوند به طور کلی دیدگاه خود را در مورد این مساله که نوع برخورد با این فرهنگ ها چگونه باید باشد و آیا باید در صدد حذف همۀ اینها و یکپارچه سازی آنها بوده یا به عکس باید در صدد تقویت این­ها بود را بیان بفرمایئد؟  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 18:57  توسط آرش رحمانی  |